اي درد!
اگر تو نماينده ي خدايي كه براي آزمايش من قدم به
زمين گذاشته اي تو را مي پرستم !تو را در آغوش
مي كشم و هيچ گاه شكوه نمي كنم!
بگذار بند ،بندم از هم بگسلد، تمام هستيم در آتش بسوزد،
باز هم صبر مي كنم و خداي بزرگ را عاشقانه مي پرستم!




پروردگارا...
سرنوشت مرا خير بنويس!
تقديري مبارك تا هرچه را تو دير مي خواهي 
زود نخواهم...
و هرچه را تو زود مي خواهي
دير نخواهم!
پ.ن1:چيه حالتون گرفته شد؟
پ.ن2:عيبي نداره! گاهي اوقاتم حال گيري لازمه!
ساعت: 0 AM
تاریخ: جمعه چهاردهم فروردین 1388



