ديده ميشود... (عرفان نظر آهاري)
((پرنده ماهي))
آن پرنده عاشق است
عاشق ستاره ماهي اي
كه مثل يك نگين نقره اي
روي دست آب برق مي زند
ماهي لباس نقره اي هم عاشق است
عاشق پرنده طلايي اي
كه مثل سكه اي توي مشت آفتاب
برق مي زند
آن پرنده را ولي چه طور
مي شود به ماهي اش رساند؟
خطبه عروسي اين دو عاشق عجيب را چه طور
ميشود ميان ابر و باد خواند؟
هيچ كس تا كنون
سفره اي براي عقد ماهي و پرنده اي نچيده است!
هيچ كس پرنده ماهي اي نديده است!
یك شب ولي
مطمئنم عشق بال مي شود
راه هاي دور مثل كاغذي
مچاله ميشود
پرنده اي شنا كنان
ميرود به قعر آب هاي بيكران
بعد از آن 
روي تيشه هاي عاشقي
سرزمين تازهاي
آفريده ميشود
و پرنده ماهي اي
بال و پر زنان ، شنا كنان
هم در آب و هم در آسمان


![]()



ساعت: 4 PM
تاریخ: دوشنبه سی ام دی 1387


زينت دوش رسول تاجداري يا حسين
نور چشمان ولي كردگاري يا حسين
آبروی حسین به كهكشان می ارزد
