هر انسانی قادر است که مه زندگی اش را بپرا کند :
خواه این مه مه تنگدستی باشد ، خواه مه عشق و محبت ، خواه شادمانی و خواه سلامت
ساعت: 3 PM
تاریخ: جمعه بیست و دوم تیر 1386

در این زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغ های قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
نویسندگان وبلاگ: مریم و فاطمه
.:
ا مـکـانـات:.
صفحه ی اول
پست الکترونیک
.:
نـویـسـنـده :.
مریم
فاطمه
.:
آ ر شـیـو :.
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
.:
پیوندهای روزانه :.
آبجی خوشگلم
زیبا ترین قالب های
وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين
* طراح قالب*
هر انسانی قادر است که مه زندگی اش را بپرا کند :
خواه این مه مه تنگدستی باشد ، خواه مه عشق و محبت ، خواه شادمانی و خواه سلامت
یادت نره کلام تو عصای معجزه گر توست /منو%20تنها%20نزار_files/hearts.gif)
از سخنان خود عادل شمرده خواهی شد و از سخن های تو بر تو حکم خوا هد شد
نه هیچ انسانی دشمن توست و نه هیچ انسانی دوست توست بلکه هر انسانی معلم توست
در انتهای حیات ما بدین سنجیده نخواهیم شد که : چند مدرک دانشگاهی دریافت کرده ایم چه مقدار از مادیات دنیا برای خود اندوخته ایم چه کارهای بزرگی انجام داده ایم سنجش ما بر این اساس خواهد بود که : من تشنه بودم و تو مرا سیراب کردی من عریان بودم و تو مرا پوشاندی من بی خانمان بودم و تو مرا اسکان دادی تشنه ولی نه فقط تشنه آب بلکه تشنه محبت عریان ولی نه فقط برای لباس بلکه عریان از عزت و احترام بی خانمان ولی نه تنها در طلب خانه ای از خشت بلکه به سبب خروج از عالم انسانی بنا بر این جسورانه عشق بورز، احترام کن و بپذیر
سخنان مادر تراز
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب گشت و گشت قرن ها از مرگ آدم هم گذشت ای دریغ آدمیت بر نگشت


الو سلام..... منزل خداست ؟ این منم مزاحمی که آشنا ست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد حساب بنده هایتان جداست ؟ الو... دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست ؟ چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چه طور خوب و واضح و رساست ؟ اگر اجازه می دهی برایت درد و دل کنم شنیده ام که گریه بر تمام درد ها شفاست . دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست الو ، مرا ببخش باز هم مزاحمت شدم دوباره زنگ می زنم دوباره تا خدا خداست دوباره تا خدا خداست 
چند تا نصیحت از زبون مامان بزرگ : همیشه به قدر کافی نادان باش تا معجزه را باور کنی اولین کسی باش که به رقیب پیروزت تبریک می گویی کسانی را که تو را دوست ندارند دوست بدار ممکن است روزی تغییر کنند درباره احساساتت سخن نگو اگر واقعاً وجود ندارند هرگز دستی را نگیر وقتی قصد شکستن قلبش را داری هرگز نگو برای همیشه وقتی که می دونی جدا می شی هرگز به چشمانی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری به کسی نگو که تنها اوست وقتی در فکرت به دیگری فکر می کنی و قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداری

تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون می زنه تو همون خونی که هر لحظه تو رگ های منه تو مثل خواب گل سرخی لطیفی مثل یاس من همونم که اگه بی تو باشه جون می کنه

امیدوارم همیشه شاد و شنگول باشید واگه دانشجو هستید با موفقیت واحداتون رو پاس کنید یا حداقل مردود نشید. اگر مثل من دارید پایه هاتون رو برای دو سال بعد که کنکور دارید محکم میکنید و انتظارشو می کشید خوب به من چه؟ نکشید. بلاخره خودش می یاد و یا قبول میشیم یا نه. البته اونقدرا هم غول حسابش نمی کنم .چون هر چیز بزرگی فقط امادگی قبلی می خواد تا در اون موفق بشی . اگر هم همسر و بچه دارید امیدوارم خوشبخت باشید. از خصوصیات وبلاگمون اینه که دو تا نویسنده داره . یکیش منه حقیرم و دیگری هنوز انتظار نوشتن تو وبلاگ و به سر می بره . چون هنوز امتحانات دانشگاهش تموم نشده
وبلاگی ساختی و اسمان ابی شد شبهای قشنگ blagfa مهتابی شد